رفتی و باز حال و هوایم گرفته است
دست مرا پس از تو عصایم گرفته است
از بس سکوت ریخته در خانه مادرم
صدها کتاب شعر برایم گرفته است
از هر غزل که می گذرم فکر می کنم
حالا کدام شاعره جایم گرفته است؟
حالا کجاست ماهی سرخی که گفته بوذ
از رودخانه عشق برایم گرفته است
احساس می کنم که کسی می زند به در...
باور نمی کنم که دعایم گرفته است
می خواستم که لااقل این شعر را خودم...
از بخت بد دوباره صدایم گرفته است

